به بغض در نفس پیچیده سوگند…
مارس 13, 2011 at 5:36 ب.ظ. 8 دیدگاه
خدایم آه ای خدایم
آه ای خدایم
صدایت میزنم بشنو صدایم
شکنجه گاه این دنیاست جایم
به جرم زندگی این شد سزایم
آه ای خدایم بشنو صدایم
مرا بگذار با این ماجرایم
نمی پرسم چرا این شد سزایم
آه ای خدایم بشنو صدایم
گلویم مانده از فریاد و فریاد
ندارد کز غم مرگ صدا را
به بغض در نفس پیچیده سوگند
به گل های به خون غلتیده سوگند
به مادر سوگوار جاودانه
که داغ نوجوانان دیده سوگند
خدایا حادثه در انتظار است
به هر سو باد وحشی درگذار است
به فکر قتل عام لاله ها باش
که خواب گل به گل کابوس خار است
خدایم ای پناه لحظه هایم
صدایت میزنم با گریه هایم
صدایت میزنم بشنو صدایم
الهی در شب فقرم بسوزان
ولی محتاج نامردان مگردان
عطا کن دست بخشش همتم را
خجل از روی محتاجان مگردان
الهی کیفرم را میپذیرم
که از تو ذات خود را پس بگیرم
کمک کن تا که با ناحق نسازم
برای عشق و آزادی بمیرم
خدایم ای پناه لحظه هایم
صدایت میزنم با گریه هایم
صدایت میزنم بشنو صدایم…..
ورودی دستهبندی شده در: دستهبندی نشده. برچسبها: .
8 دیدگاه مال خود را بیافزایید
پاسخی بگذارید
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید

1.
خــــــآتون خـــــــآموش | مارس 13, 2011 در 9:32 ب.ظ.
خدا هم دیگه خسته شده ..
2.
حجی | مارس 26, 2011 در 4:45 ب.ظ.
!!!!!
3.
godool2 | مارس 14, 2011 در 5:31 ق.ظ.
چرا حجی منتظر جوابی؟
هست که صدایت را بشنود؟
شاید که برای عشق وآزادی باید سوخت و ساخت.
4.
حجی | مارس 26, 2011 در 4:45 ب.ظ.
شاید….
5.
وارش | مارس 14, 2011 در 4:03 ب.ظ.
ای جانم چرا تو دوباره دلت گرفت
6.
حجی | مارس 26, 2011 در 4:45 ب.ظ.
چاکریم وارش جان
7.
درنین | مارس 14, 2011 در 7:02 ب.ظ.
دادا حجی ، درود بر شما و بهترین ها
درنین
8.
حجی | مارس 26, 2011 در 4:44 ب.ظ.
بدرود